saeedabdolbaghi
همه چيز
نگارش در تاريخ دوشنبه سیزدهم شهریور 1391 توسط saeedabdolbaghi

 

 تاریخچه مصر (مقدمه)

 

« بسیاری از كتب تاریخ هنر، بهنگام پرداختن به هنر تمدن های كهن، یا تمدن بین النهرین را اولین مبحث قرار می دهند و یا تمدن مصر را . البته قدمت تمدن بین النهرین در قیاس با تمدن های دیگر بیشتر است لیكن تمدن بین النهرین همواره محل تاخت و تاز اقوام مختلف بوده و تاریخی آشفته دارد . همین آشفتگی در تنوع و تغییرات مدام در جلوه های هنری آن تمدن دیده می شود ، و لذا در آثار هنری باقی مانده از تمدن بین النهرین ، همان گونه كه دیدیم به رغم زیبایی و قدرت ، نمی توان به دنبال یك منشا و یك منبع الهام و حتی یك شیوه ی بادوام بود . تمدن بین النهرین به رغم سرگذشت پر نشیب و فراز خود در آثار هنری شكل گرفته در تمدن های دیگر تاثیراتی مهم گذاشته است . حتی در ابتدایی ترین تجلیات هنر مصر می توان آثاری از این تاثیر مشاهده كرد ، اما این تاثیرات ، به همان ادوار ابتدایی محدود می شود . هنر مصر در این زمینه سرنوشتی كاملا متفاوت و متضاد با سیر تاریخی بین النهرین دارد .

رشد و توسعه مجتمع های زیستی در مصر در جهتی کاملا متفاوت با بین النهرین بوقوع پیوسته است .شهر های تمدن مصر آثار چندانی همانند تمدن بین النهرین از خود برجای نگذاشتند .

علت این امر :

1- امنیت در مصر باعث شد تداوم سکونت در یک مکان را به منظور بهره برداری بیشتر از سرمایه گذاری ها ی هنگفت در دیوار های دفاعی شهر چنانکه در بین النهرین بود ، ایجاب نمی کرد .

2- فراعنه هر یک ازادانه می توانستند دوران حکومت خود را صرف ساختن مقابر خود در مکانی متفاوت از اعقاب خود کرده و برای زندگی پس از مرگ آماده شوند .

3- علت دیگر کمبود آثار شهری باقیمانده در مقایسه با شهرت ساختمانها مذهبی ، بکارگیری تمامی منابع ساختمان و مصالح مقاوم برای ساختن مقابر و معابد می باشد .


مصر با تاریخی نسبتا آرام و یكدست كه كمتر تحت هجوم قرار گرفته ، توانست در زمینه های هنری هویتی مستقل و با ثبات و دست نخورده را برای مدتی بسیار طولانی حفظ نماید .

هنر مصر را در عهد كهن می توان اجمالأ با صفات دینی، ابدیت گرا، كاهنی و ایستا توصیف نمود »2« تمدن مصر از دیر زمان چون خامدترین و محافظه كارترین تمدن روی زمین شناخته شده است . به گفته افلاطون هنر مصر در مدت
۱۰۰۰۰ سال تغییری نیافته بود .»
 

  «  مصریان باستان زندگی جهانی خود را بیشتر در اندیشه پایندگی و تامین سلامت و شادی در زندگی بعد از مرگ می گذرانیدند . انسان مصری میان روح و جسم جدایی نمی شناخت و معتقد بود كه از لحظه تولد یك "خود" دیگر با انسان همراه می شود. این "خود" دیگر كه "كا" نامیده می شد، به عقیده او بعد از مرگ در درون جسد لانه می گرفت و به حیات خود ادامه می داد ، و انسان مصری برای تامین امنیت زندگی "كا" می كوشید بدن مرده را تا حد امكان از صدمات و ضایعات حفظ كند .  مومیایی كردن یكی از راههای حفظ جسد بود. اما كار به همین جا ختم نمی شد. می باید غذا و آشامیدنی ، و همچنین لباس و لوازم زندگی مورد نیاز "كا" شوند. دیوار نگاره های درون مقابر،عمدتا ، فعالیت های روزمره انسانی را در خود ثبت می كردند تا موجبات لذت "كا" را فراهم آورند. اما نكته ای كه باید تذكر بدهیم این است كه همه این اقدامات ، و همه این آثار هنری ، در خدمت قدرت نمایی فرمانروایان نیمه خدای مصری یعنی فرعونها و شخصیتهای مهم مذهبی و سیاسی قرار می گرفت .
گفتیم كه تندیس هایی از متوفی در داخل مقبره گذاشته می شد در این تندیس ها ،
  شباهت چهره مهم ترین مسایلی بود كه تندیس ساز باید آن را در نظر بگیرد . استحكام اسلوب و مسایل نیز ضرورت داشت . لذا ، بخصوص در مورد افراد سرشناس ، تندیس ها عموما از سنگ تراشیده می شد .  تندیس یكی از فرعون ها  به نام خفرن   یكی از مجموعه تندیس های شبیه به هم است كه برای مقبره او ساخته شده بودند.  در این تندیس ، خفرن بر تختی نشسته است كه در روی پایه هان آن نقشی تركیبی از ساقه های دو گیاه بومی مصر به نام  "پاپیروس" و" لوتوس" كنده شده است .
بال های محافظ یك شاهین كه بر سر او گسترده شده اشاره به مقام الهی خفرن به عنوان
  پسر "  خدای- خورشید " دارد . ظاهر قالبل گونه تندیس به خاطر ان است كه پیكر تراش مصری تندیس خود را به روش "تراش قسمت های اضافی از تخته سنگ " به وجود می آورد . آن ها در هنر چهره سازی تا حد امكان به طبیعت وفاداری نشان می داده اند . به طور كلی نقاشان مصری ، برای تجسم پیكره های انسانی قواعد و قراردادهایی را به كار می بردند كه بی شباهت به سنتهای تجسمی بین النهرین نبود .»

 

او اشیاء را نه بر اساس دریافت های بصری متغیر و اتفاقی،‌ که بر آن صورتی‌ که واقعی‌ و ثابت فرض می‌ شد، مجسم می کرد. صفات اساسی‌ و کیفیت های انتزاعی‌ را به صورت نمادین نشان می داد. (مثلا درجه اهمیت بر حسب اندازه، برای زنده نمایی‌ از پیکرها از رنگ های قرار دادی و برای تزییه نکات مبهم از خط هیروگلیف بهره می برد). هنرمند مصری غالبا خط های مستقیم و شکل های یک پارچه به کار می‌ برد که برای او جنبه کاملا عملی‌ داشت، تا ذوق هنری.
محافظه کاری طبیعی‌ مصریان و محدودیت های رویکرد جادویی‌ مانع نو آوری هنری می‌شد، از این رو آثار عصر فراعنه، به هر دوره ای که باشد، شبیه به هم به نظر می‌ رسد. در نقاشی‌ و مجسمه های مصری، افراد مهم باوقار و آرام هستند، اما افراد فرودست، پرتحرک و سرزنده به نظر می‌رسند. هنر مصری پیری و ضعف را نشان نمی دهد، از این رو مردان همیشه پر قدرت و با نیرو و اطمینان و زنان با شادابی‌ و لطافت جوانی‌ نشان داده می شوند.

 

خود دیگر (کا)

همانگونه که تمدن باشکوه ایرانی برپایه هنر،وتمدن یونانی براساس اندیشه های فلسفسی شکل گرفته مصریان باستان نیز تمدن عظیم خود رابر پایه اعتقادبه دنیای پس ازمرگ بنا نهاده اند

تمدن واعتقادی که هزاران سال بدون تغیر و دگرکونی باقی مانده وچون میراسی گرانبها از نسلی به نسل دیگر سپرده شد.،نخستین ساکنان مصر که مانند بسیاری از مردم،خواب درگذشتگان خودرامی دیدند براین تصور بودند که مردگان در جهانی دیگر زنده شده ودر شرایطی متفاوت به زندگی خود  ادامه میدهند آنها در تلاش برای تامین آسایش مردگان در جهان زیرین به مومیایی کردن اجساد پرداختند ودر این فن روش های علمی و پیشرفته ای را بکار بردند مصریان باستان همچنین برای جاودانه نگه داشتن نام فراعنه و بزرگان خود اهرام، مجسمه ها،معابد و مقبره های باشکوه ساختند و بااین کار در واقع بخش عمده ای از فرهنگ خود را ماندگار کردند

 هرودوت  مورخ یونانی عهد هخامنشیان در کتاب (( تواریخ )) خود از مشاهدات خود درباره نحوه مومیایی های مصریان چنین نوشته است :

 مصریان پس از شستن مرده در رود نیل مغز مرده را با چنگکی از راه بینی بیرون می کشیدند و درون جمجمه را شستشو می دادند سپس با سنگ لب تیز پهلوی مرده را میشکافتند و جگر، شش ، معده، و روده ها را در آورده و داخل چهار کوزه سفالین می گذاشتند آنگاه درون شکم را با شراب خرما              می شستند و برآن داروهای معطر می پاشیدند وآن را با گیاهان خوشبو پر میکردند سپس شکاف پهلو را می دوختند و جسد را به مدت هفتاد روز        در حمامی از مایع دارویی قرار می دادند و بعد از این مدت آن را بیرون آورده و با نوار هایی آغشته به موم جسد را محکم نوار پیچ می کردند . و روی آن نشانه های طلسم قرار می دادند راهبان در حین این کار مدام ورد های جادویی می خواندند تا روح شیاطین از مرده دور شود.

در تصویر پاپیروسی از کتاب مرگ هانفر با عنوان مراسم گشودن دهان مومیایی ( محل نگهداری موزه انگلیس ) مردی با ماسک آنوبیس ( سرشغال ) مومیایی مرده ای به نام  ( هانفر ) را به حالت استاده نگاه داشته ودر جلوی مومیایی همسر و دو دختر هانفر در حال عزاداری هستند وپشت سرآنها دونفر از راهبان درحالی که جملات جادویی زمزمه میکنند در حال اجرای مراسم بازکردن دهان مرده باچنگک هستند تا اودر دنیای مردگان بتواند دوباره غذا بخورد و نفس بکشد.پشت سر آنها راهب دیگری در حال آماده کردن گیاهان خوشبو برای اجرای مراسم است در پایان تصویر هم دو نفر در حال قربانی کردن دو گاو برای مراسم عزاداری دیده میشوند .

کارگزاران و خویشاوندان مرده مجبور بودن تا تمام جزئیات مراسم آیینی را به دقت انجام دهند چرا که معتقد بودند اگر بخشی از مراسم درست انجام نشود مرده در جهان زیرین به روحی خبیث بدل شده وبازمانده گان را آزار خواهد داد:

پس از این مراسم جسد را داخل تابوتی از سنگ یا چوب سخت قرار           می دادند و داخل تابوت هم انواع لوازم و ابزار زندگی روزمره مرده را             می گذاشتند .تعدادی از  زیورآلاتی که همراه مومییای دفن میکردن را در صفحه بعد مشاهده میکنید

 داخل بعضی از تابوتها پاپیروس هایی از کتاب مرگ قرار می دادند تا مرده در آن دنیا با خواندن کتاب مسیر رسیدن به راهروی مآت را گم نکند

 (( کاهنان کتابهای مرگ را روی طوماری از برگ پاپیروس نوشته و در بازار می فروختند مردم عادی هم به امید آنکه با داشتن این کتاب می توانند به سوالات خدایان جواب داده واز دروازها عبور کنند آنها را خریده و در خانه نگهداری می کردند،یا در مقبره خود قرار می دادند ))

کاهنان به احترام خدایان برروی صورت مومیایی شده فرعون ماسکی طلایی قرار داده و بردر پوش تابوت او جملات جادویی برای حفاظت روح فرعون ازشیاطین می نوشتند.

در قدیم رسم بر آن بود که به همراه فرعون تعدادی از نوکران و برده ها را زنده زنده دفن می کردند تا فرعون در دنیای مرده ها و به کمک آنها بتواند دوباره بر مردم حکومت کند .اما به مرورزمان این رسم برچیده شد و به جای آنها مجسمه هایی از ساحران ،نوکران و خدایان را داخل تابوت فرعون قرار دادند.

روح آزاد مرده ((با BA)) مجبور بود از دروازه های خدایان عبور کند تا به قرارگاه آزیریس در راهروی مآت برسد. از آنجا که در هر دروازه خدایان نگهبانی وجود داشت مرده می بایست ثابت می کرد که در طول زندگی چه کارهایی در حق خدایان و فرزندان آن ها (فراعنه) انجام داده تا اجازه عبور از دروازه ها را به دست آورد با عبور از دروازه های خدایان، مرده به آخرین و مهمترین دروازه یعنی راهروی مآت می رسید .

در تصویر پاپیروسی از کتاب مرگ هانفر با عنوان راهروی مآت (( محل نگهداری موزه انگلیس )) هانفر پس از عبور از دروازه خدایان به راهروی مآت رسیده است. در آنجا آنوبیس دست ِ هانفر را گرفته و داخل راهروی مآت آورده است پس از آن خدایان قلب مرده را در آورده و روی یکی از کفه های ترازوی مآت قرار داده اند بالای این ترازو الهه مآت ایستاده که روی یکی از کفه هایش یک پَر به نشانه راستی و عدالت    (( وزنه قوانین مآت )) قرار دارد سمت راست ترازو هم خدای تحوت در حال اندازه گیری و مقایسه قلب هانفر با وزنه عدالت است. در اینجا اگر قلب مرده سبکتر از پَر باشد یعنی در زندگی کارهای خوبی انجام داده و تمام عمر در خدمت فرعون و خدایان بوده پس لیاقت آن را دارد که نزد آزیریس برود اما اگر قلبش سنگینتر از پَر باشد یعنی در دنیای زنده ها کارهای بد و زشتِ زیادی انجام داده و به پسر خدایان (فرعون) خدمت نکرده پس مستوجب عذاب و نابودی است و باید توسط شیطان آموت ((سگی با سر تمساح که زیر وزنه نشسته )) بلعیده شود.

http://tinypic.info/files/32fcmvdv7mzv60j723dt.jpg

در این تصویر، تحوت اعلام می کند که قلب هانفر از قوانین مآت سبکتر است پس او اجازه دارد تا نزد پادشاه دنیای زیرین یعنی آزیریس برود پس هوروس که همانند آنوبیس صلیب حیات (( به نشانه زندگی ابدی)) در دست چپ خود گرفته هانفر را تا بارگاه آزیریس راهنمایی می کند. در سمت راست تصویر آزیریس روی تخت شاهی نشسته و شلاق و عصای سر کج سلطنتی در دست دارد.  پشت سر آزیریس ، همسرش ایزیس و خواهرش نفتیس ایستاده اند و جلو او گل نیلوفری روییده که چهار نوه او (پسران هوروس) روی آن قرار دارند.

حال هانفر منتظر است تا آزیریس نظر نهایی را اعلام کند که آیا او لیاقت آن را دارد که وارد قلمرو پادشاهی آزیریس (بهشت ابدی) شود یا نه ؟ اگر آزیریس به هانفر جواب مثبت بدهد روح آزاد او (باBA) به سوی جسد مرده برگشته و به کالبد مومیایی حلول می کند تا همراه روح همزاد به بهشت ابدی و سعادت سفر کنند.

مقبره های مردگان مصری 

معماری مصری بیش از همه در مقبره ها تجلی می یابد زیرا مصری ها معتقد بودند که از نخستین لحظه تولد آدمی ((کا)) او را همراهی می کند و به محض مردن جسم فانی می تواند وارد جو شود و به زندگیش ادامه دهد . لیکن برای آنکه ((کا)) بتواند با آسایش و امنیت زندگی کند جسد باید تا سر حد امکان سالم و دست نخورده بماند به این منظور مصریان هم اسلوب مومیایی کردن را به نحو شگفت انگیزی فرا گرفتند و هم در زمینه ی ساخت مقبره های عظیم و پر شکوهی که محل نگهداری این اجساد مومیایی بود تبحر یافتند شکل رایج مقابر مصطبه (یاسکو) است که ساختمانی چهار گوش      از آجر یا سنگ و با دیواره های پر شیب است  که بر روی مقبره ای زیر زمینی ساخته می شود. در حدود سال 2750 پیش از میلاد هرم پله دار در ممفیس بر پا می شود این هرم که احتمالا ً کهن ترین بنای سنگی مصر است نخستین مقبره عظیم پادشاهی بود.

 این هرم مشابه زیگوراتها است با این تفاوت که زیگوراتها معبد هستند و این هرم مقبره، اما بعد ها در دوره ی فراعنه سلسله چهارم،سه هرم عظیم بنا نهاده می شود این هرم ها که پس از سال 2700پیش از میلاد ساخته شده اند عبارتند از:خوفو، خفرع و منکورع در جیزه . این هرمها تقریبا ً فاقد فضای داخلی بودند و صرفا ً به منظور این که از بیرون نما داشته باشد ساخته شده اند

پیکره ی مومیایی شده فرعون در فضای داخلی کوچک درون هرم قرار داده شده بود و بدین ترتیب این امید می رفت که هرگز بدان تعرض نخواهد شد   و فرد متوفی از زندگی پس از مرگ خود بهرمند خواهد شد. بنا به اعتقاد مصریان که تندیس فرد متوفی را در صورت متلاشی شدن مومیایی اش به عنوان منزلگاه (کا) می پنداشتند گرایش زیادی به بازنمایی دقیق چهره مردگان وجود داشت و لذا مجسمه سازی و پیکر تراشی اهمیت ویژه ای یافت مجسمه ها بنا به موقعیت افراد یا مردگان از مواد مختلفی ساخته می شود تندیس افرادی که به طبقات حاکم وابسته نبودند معمولا ً از چوب ،        خاک رس، یا مفرغ ساخته می شود در حالی که پیکره ی افراد وابسته به فرعون از سنگ ساخته می شد سنگ ها غالبا ً یا سنگ آهگ بودند یا سنگ دیوریت که به ترتیب از اطراف رود نیل و صحرای مصر استخراج می شد پیکره های سنگی معمولا ً با روش برش (یا کاهنده ) از توده سنگی ،با شکل هندسی ساخته می شدند تناسبات این پیکره ها متفاوت از تناسبات حقیقی بود و در آن سعی می شد تا از قانون متناسبات با بازنمایی عظمت شاهانه که مستقل از واقعیت بود تبعیت شود البته این روش بازنمایی از این اصل کلی تبعیت می کرد که هر چقدر موضوع اثر از اهمیت کمتری برخوردار باشد میزان واقع نمایی آن هم بیشتر است و بر عکس هر چقدر موضوع دارای منزلت و شا ٔن بیشتر باشد دور شدن از معیارهای واقعی و تبعیت از قانون تناسب شاهانه بیشتر میشود.

 در اوایل قرن بیستم باستان شناسان متوجه این امکان شدند، که تعدادی از این مقبره هادست نخورده در دل  زمین بافی مانده  باشندو سیل عظیمی از کاوشگران راهی مصر شدند در مدت کوتاهی 61 مقبره کشف شد اما    هزاران سال پیش سارقان همه وسایل داخل آرامگاه ها را (جز چند مومیایی فراعنه) دزدیده بودند در سال 1922 تقریبا ً همه کاوشگران از یافتن مقبره دست نخورده ای ناامید شده و همگی به کشورهایشان بازگشته بودند جز هاوارد کارتر باستان شناس انگلیسی که هنوز با جدیت بدنبال پیدا کردن مقبره دیگری بود پس از ماهها تلاش و در یکی  از روزها کارگری که سعی داشت در وسط جاده چاله ای برای بر پاکردن چادر حفر کند ناگهان به قطعه سنگی برخورد که دروازه آرامگاهی بود.

دکتر هاوارد و همکارش (لرد کارنارون ) با اضطراب و هیجان بسیار وارد آرامگاهی شدند که هزاران سال بود کسی داخل آنجا نشده بود حتی رد پای آخرین نفری که از آرامگاه خارج شده و دروازه را مهر و موم کرده بود دیده می شد. آنها با عبور از راهرو به درب بسته ای رسیدند دکتر هاوارد با ترس و به آرامی حفره کوچکی روی درب ایجاد کردو سعی کرد به کمک نور شمع نگاهی به درون اتاق بیاندازد و این لحظه هیجان انگیز را به زیبایی دردفتر خاطرات خود یادداشت کرده است .( هوای گرمی که از حفره خارج می شد شعله شمع را تکان می داد من تا لحظاتی هیچ چیزی نمی دیدم اما وقتی چشمانم به نور کم اتاق عادت کرد تصاویر حیوانات مجسمه های عجیب و اشیای زرین از میان غبار ظاهر شدند.درخشش طلا همه جا فراگرفته بود ) دکتر هاوارد و همکارش درب اتاق آرامگاه را باز کردند و از این گنجینه شگفت انگیزی که آنجا قرار داشت بشدت هیجان زده شدند سپس به اتاقهای دیگر سر زدند و توانستند در یکی از اتاقها مومیایی فرعون را درون سه تابوت تو در تو پیدا کنند،

درتابوت سنگی توتا نخامون نوشته شده بود :(بالهای مرگ بسوی کسی می رود که پابه آرامگاه فرعون بگذارد و آرامش جاودانی او را بر هم زند ) این طلسم و نفرین در عرض چند روز گریبان ((لرد کارنارون)) را گرفت و او به طرز مرموزی از دنیا رفت اما پرفسور هاوارد جان سالم به در برد و توانست 17 سال دیگر هم زندگی کند تا اینکه در سن 64 سالگی طبیعی از دنیا رفت.

اما خبر کشف آخرین و تنها مقبره دست نخورده د ّره شاهان(( شماره 62 متعلق به توتا نخامون )) دنیا را تکان داد از این مقبره کوچک 1700 شی زینتی و گرانبها مثل تابوت ، مجسمه ، ارابه ، تخت ، صندوق ، و ماسک طلایی پیدا شد که بخش اعظم آنها امروزه در موزه قاهره نگهداری می شود.

 برای پی بردن به ارزش مادی این گنجینه کافیست بدانید که تنها در ساخت یکی از سه تابوت این فرعون( تصویرصفحه قبل)  بیش از 110 کیلو طلای خالص به کار رفته است با اینکه توتا نخامون فرعون بزرگی نبوده و در سن جوانی از دنیا رفته اما مقدار اشیا پیدا شده از قبر او بسیار شگفت انگیز است، حال تصور کنید اگر مقبره فرعون بزرگی چون رامسس دوم دست نخورده و غارت نشده بود چه گنجینه عظیمی کشف می شد.  

 

هرم خوفو

بزرگترین هرم مصر حدود 4650 سال پیش به دستور خوفو (فرعون دوم از فراعنه سلسله چهارم) ساخته شد . این هرم از حدود دو میلیون و سیصد هزار قطعه سنگ بزرگ که وزن متوسط هر کدام به5/2 تن می رسد، ساخته شده است. طبق محاسبات دانشمندان وزن کل این هرم به بیش از 5/6 میلیون تن بالغ می گردد که روی سطحی با زیر بنای حدود 50 هزار متر مربع قرار گرفته است. با این وجود ، تعداد و حجم عظیم قطعه سنگهای هرم در برابر معماری شگرف و دقیق هرم خئوپس موضوعی بی اهمیت تلقی می شود.

هرودوت (مورخ یونانی عهد هخامنشیان ) در کتاب خود نوشته که تنها ساخت زیربنای هرم بیش از 10 سال طول کشیده و صد هزار کارگر در ساخت آن شرکت داشته اند. مصریان برای ساخت زیر بنای هرم، زمین سفتی را کنار رود نیل پیدا کردند و پس از هموار کردن سطح زیرین، گرداگرد آن را با شن و ماسه آب بندی کردند تا هرم در اثر وزن زیاد خود و بارش باران در خاک فرو نرود.

مصریان باستان این هرم را طوری ساخته اند که مدخل ورودی آرامگاه ها دقیقا رو به شمال جغرافیایی است. دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ستاره شناسان مصرباستان از روشی ساده و در عین حال پیشرفته برا ی پیدا کردن شمال جغرافیایی استفاده کرده اند. به این صورت که ابتدا دیواری از خشت، گرداگرد سطح هرم و به ارتفاع قد یک انسان می ساختند . شب هنگام ، محل طلوع ستاره ها را روی دیوار مشخص می کردند و هنگام سحر نیز محل غروب همان ستاره را روی دیوار نشانه گذاری می کردند و به کمک     نیمساز زاویه مرکزی جهت شمال جغرافیایی را پیدا می کردند. پس از تکمیل زیر بنا ، نوبت به ساخت خود هرم رسید . اما معدن سنگ، فرسنگها آن سوی رود نیل بود . در آنجا کارگران تخته سنگهای بزرگ را از کوه جدا کرده و سپس با چکش و قلم به صورت مکعب در می آوردند .

پس از آن ، کارگران دیگری این تخته سنگهای عظیم را که بین 5/2 تا 5/7 تن وزن داشتند روی الوارهای چوبی تا رودخانه می کشیدند و آنجا با مشقت زیاد سوار بر کرجی می کردند و به آن سوی رود می بردند . آنگاه دوباره تخته سنگها را سوار بر جاده هایی از الوارهای چوبی می کردند و تا محل ساختمان هرم می کشیدند .چون در آن زمان دستگاهی شبیه جرثقیل وجود نداشت ، تخته سنگها را روی خاکریز شنی (رمپ) شیبداری بالا می کشیدند تا به سطح بالای هرم برسد . هر چه ارتفاع هرم بالاتر می رفت ، به همان نسبت زاویه شیب بیشتر و کار مشکلتر می شد . با گذشت هزاران سال از ساخت اهرام ، هنوز جرثقیلی ساخته نشده که بتواند یکی از این تخته سنگها را جابجا کند و معلوم نیست که هنگام حمل و بالا بردن این سنگهای عظیم ، چه تعداد کارگر بیچاره به کام مرگ رفته اند . خطرناکترین مرحله وقتی بود که می خواستند تخته سنگ عظیم و یکپارچه نوک هرم ( به ارتفاع 9 متر) را روی سطحی به شیب 52 درجه تا ارتفاع 138 متری بالا برده و در جای خود قرار دهند.پس از پایان عملیات سنگ چینی ، نوبت به صاف کردن نمای هرم رسید . چهار وجه مثلثی هرم با صفحاتی از سنگ آهک سفید که از معادن بسیار دور توسط کشتی به این مکان آورده شده بودند با سختترین سنگ سنباده ها ، کاملا صیقل داده شده و سفید پوش شده و در پایان ، سنگ یکپارچه نوک هرم را با روکش طلا زراندود کردند .

 روایت شده که این هرم حتی زیر نور ماه چون الماسی درخشان برق می زده است. بسیاری از مردم فکر می کنند که این اهرام تمام سنگی و تو پر هستند ، اما درون این ساختمان راهروهای پیچ در پیچ و تالارهایی وجود دارند که به شکل بسیار دقیق و حیرت آوری ساخته شده اند .

سازندگان هرم روی دیواره هرم ، ورودی مخفی را تعبیه کرده بودند . این ورودی ، از طریق دالان هایی به سه اتاق راه داشت . به نظر می رسد مراسم مومیایی کردن در اتاق زیرین هرم انجام می شده و پس از آن جسد ملکه و فرعون از طریق دالانهای فرعی به اتاقهای بالایی برده شده اند . اتاق شاه نشین هم محل دفن مومیایی فرعون بوده است . باستان شناسان ، داخل اتاق شاه نشین ، تابوت سنگی بزرگی کشف کرده اند . از آنجا که اندازه تابوت بسیار بزرگ است و با ابعادی که دارد، نمی توان آن را از راهروها عبور داد، احتمالا هنگامی که هرم در حال ساخت بوده ،  تابوت را به این اتاق آورده اند :        از روزنه های کوچکی که در اتاق شاه نشین قرار دارند ، دو کانال هوای تنگ و باریک به سطح خارجی هرم راه دارند . برخی از دانشمندان ادعا می کنند که این کانالها در امتداد ستاره های خدایان بوده و روح فرعون پس از مرگ ، از طریق این کانالها به سوی خدایان پرواز کرده است و برخی دیگر عقیده دارند که این کانالها برای تهویه هوای فضای داخل شاه نشین بوده تا کارگرانی که برای ساعتهای طولانی در آنجا کار می کرده اند با کمبود هوا روبرو نشوند .

حالا چرا هرم ؟ این سوالی است که سالها ست ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده است. آنها تحقیقات زیادی در این خصوص انجام داده و به      نتا یج جالبی هم دست یافته اند از جمله اینکه :

- شیردرداخل پاکتی که به شکل هرم ساخته شده  ، مدت زمان بیشتری سالم می ماند .

-    گوشت در داخل هرمی به ابعاد  هرم خوفو هرگز فاسد نمی شود ‼  اگر آب در محیط راکدی بماند ، آلوده می شود ولی اگر همان آب آلوده را داخل هرم بزرگ قرار دهیم ، کاملا ضد عفونی می شود .

شاید مصریان باستان متوجه این نکات شده بودند و می خواستند با قرار دادن مومیایی فرعون در داخل هرم ، جسد و همزاد (کا) او تا ابد سالم بماند . حال این سوال مطرح می شود که چرا هرم این خواص را دارد ؟

دانشمندان دلیل علمی این قضیه را اینگونه توجیه می کنند که جهان مملو از یک انرژی به نام انرژی کیهانی است و بین تمام حجم های شناخته شده ، هرم بیشترین خاصیت جذب و تمرکز این انرژی ناشناخته کیهانی را دارد. با این حال خود دانشمندان هم از ارائه دلیل علمی محکم و قاطع در این خصوص عاجزند . آنها امیدوارند با تحقیقات گسترده روزی برسد که بتوانند به اسرار اهرام پی ببرند .

درون هرم خوفو برای هزاران سال از آسیب دست بشر مصون مانده بود تا اینکه در سال 818 میلادی مامون (خلیفه عباسی و پسر هارون الرشید) به امید دستیابی به گنج های بزرگ ، دستور داد تا تونلی داخل هرم حفر کنند اما چیزی پیدا نکرد ،300 سال بعد و در حین جنگهای صلیبی ، اعراب مسلمان،شهرقاهره را به آتش کشیدند تا به دست جنگجویان مسیحی نیفتد و پس از چند سال که برای بازسازی شهر خود بازگشتند ، سنگ آهکی سفید و براق سطح هرم را کندند تا برای ساخت خانه های نو استفاده کنند و حتی به سنگ زراندود نوک هرم هم رحم نکرده و آن را به زیر کشیدند . آنچه که امروزه از هرم خوفو باقی مانده ، هسته میانی آن است که به شکل پلکانی ساخته شده بود . با این وجود هنوز هم هیبت و عظمت عظیم ترین بنای ساخت بشر ، هر جهانگردی را به تحسین و ستایش وا می دارد. 

منابع

1-تاریخ هنر- تالیف وترجمه: فرهادگشایش- انتشارات:عفاف

2-اسرارتمدن مصرباستان - نوشته:بهنام محمدپناه-انتشارات:سبزان

3-اساطیرمصر- نوشته:ورونیکاایونس- مترجم:باجلان فرخی-انتشارات:اساطیر

 

 

 

 

*    سبكهاي هنري هنر مصر باستان  


اغلب د اهرام سنگی یا آجری زیر زمینی، معابد رو زمینی، دخمه های گود ویا قبور اشراف است که به نقاشیها وحجاریها ونقش برجسته های قابل تحسین بر می خوریم.
مصر برای ماهزاران مجسمۀ سنگی، مفرغی و سفالی برجا نهاده است ازمجّسمه های عظیم مانند ابوالهول که درنزدیکی اهرام ثلاثه قرار دارد و همچنین مجّسمه های سلطان ایپسامبول که ارتفاع آن به بیست متر می رسد گرفته تا مجّسمه های خیلی کوچک که ویترینهای موزه های جهان را زینت بخشیده است عموماً معّرف خدایانی هستند که اساطیر مصری را به وجود آورده اند از جمله مقابر فراعنۀ بزرگ مصر می توان به هرمهای ثلاثه یا سه گانه خوفو(خئوپس)، خفرع(خفرن) و منکورع (میکه رینوس) اشاره کرد.
درزمینۀ مجسّمه سازی مصربه دومکتب شمالی وجنوبی با خصوصیات متمایزبرمی خوریم.مکتب شمالی الهام پذیراز آثار کلاسیک پادشاهی کهن بوده و مکتب جنوبی جنبه های عملی زندگی را نقش کرده است
مهمترین نکته در نقش برجسته های مصری، مسألۀ تنّوع در طرح است. موضوع این آثاراغلب شرح مصّور فتوحات فراعنه، مراسم مذهبی، صحنه هایی از زندکانی روزمرّه ویا تجسّم سیر ارواح در عالم مردگان می باشد. پرده های نقّاشی مصری، مانند جغرافیا، مسطّح وگسترده ترسیم گشته و فاقد پرسپکتیو است وغالباً نمودار فتوحات فراعنه، جشنهای مذهبی، وقایع مهّم روز یا مسافرت ارواح به جایگاه مردگان می باشد. تمام آدمهای این پرده های نقّاشی شبیه یکدیگرند.
هنر مصری هنری است غیرتقلیدی،آرمانگرا، پر از مفاهیم و ارزش های یک جامعه متمدن وسرشارازرمزوانتزاع. هیاکل بر حسب مقام با تناسباتی بزرگتراز دیگران مجّسم می شدند،مخلوقات تخیلی مانند ابوالهول با شیر یاسر شاهین ساخته می شدند.برای نمایش لباس پیکره ها،رنگ کردن چهره ها و بدن متداول بود وبرای بازگو کردن صحنه ها،نوشته هایی چون هیروگلیف که خط رمز ومقدس برای کاهنان مصری از همان آغاز سلسله های پادشاهی نخستین معمول بود به اجرا در می آمد.هیچ جنبۀ طبیعت گرایی در این پیکره ها وجود نداشت جز شخصیت و وقار فرعون که آن هم به صورتی انتزاعی بود.
هنرمصرهنری است قراردادی که اصل تقارن در این هنر کاملاًمشاهده می شود.در خصوص قراردادها میتوان به نکات زیر اشاره نمود: چهره ها عموماً نیمرخ ،سروگردن و بدن در یک مسیر عمودی، کف پاها برزمین، فاقد پرسپکتیو، در چهره های نیمرخ،چشم ها و شانه ها تمام رخ رسم می شده است.
می توان گفت بهترین هدیۀ مصریان به جهان هنر، سبک تزیینی آنان بوده است. موضوع عمدۀ اغلب آثار تزیینی مردمان این سامان، مأخوذ از گیاهانی است که در کنار رود نیل می روییده ومخصوصاً ازشکل دوگیاه موسوم به: لوتوس و پاپیروس که بسیار مورد علاقه آنان بوده است بیشتر از گیاهان دیگر الهام گرفته اند.
در دوران امپراطوری وسطا وعهد فراعنۀ بزرگ، درخشانترین و کاملترین آثار هنری مصر به وجود آمد. دراین اعصاراست که به نیروی ثروت، بناهای عظیم به وجود آمد ومعابد و مقابر بزرگ ساخته شد. این معابد و خاصّه مدخل آنها، در عین سادگی، عظیم، محکم ومتعادل اند. در آنها اعتقاد مذهبی توأم با جلال وشوکت پادشاهی جلوه گری می کند، مصالح عمدۀ معماری مصری را صرف نظر ازمصالح محلی، سنگ تشکیل می دهد.
در این دوران، شیوۀ مجسّمه سازی نیم تنه و تمام تنه که از عهد امپراطوران قدیم متداول بود تکمیل گردید و به صورت فردی تر و مشخص تر درآمد، یعنی از صورت تیپ خاصّ انسانی در آمد. هدف نقّاشی، مانند گذشته تزیین قصور و مقابر بود.
هنرمندان این عهد در نتیجۀ پیشرفت تمّدن با نظر وسیعتری به جهان نگریستند واز سوی دیگر تحت تأثیرتحولات مذهبی که به وجود آورندۀ آن " آخناتون " بود به راه تازه ای گام نهادند. این هنرمندان، از جهان پندار به عالم واقع و طبیعت رو آوردند ولی مدّت این وسعت نظر اندک بود، گرچه در همین زمان کوتاه، آثار هنری جالبی ابداع شد، یعنی به جای نقشها و مجسّمه های خشک و پر از زاویه، آثاری موزون با حرکاتی متناسب وانحناها وبرجستگی های جالب وحالاتی عاری ازتصنعّ به وجود آمد ولی به سبب کوتاهی زمان تعداد آنها اندک بود.
در میان فراعنۀ مصر به فرعونی به نام " آمون هوتپ چهارم "برخورد می نماییم که در واقع مصلحی بود برای مصریان، وی تحول بزرگی در فرهنگ مصر پدید آورد، پایه گذار کیش و پندار یکتا پرستی شد ونخستین فرد گرای تاریخ بشریت محسوب می شود.ویا " آموخیس چهارم "، که نخستین نو آورآگاه در هنر نیزبه شمارمی رود، اواولین فردی است که طبیعت گرایی را به صورتی منظم شکل داد و آنراعلیه روش کهنه به کار گرفت.

 

 

 

پرتره های فیوم، نقاشی هایی به جای مانده از تمدن مصر تحت استیلای روم در حدور 200میلادی است. این نقاشی ها نمایانگر چهره فرد متوفی است که حالتی واقعگرا دارد.


پرتره های فیوم" خوشا آنکه تو را نقش می کند و خوشا آن مومی که خود را جذب در زیبایی تو می کند/کاش می توانستم , حتی , موریانه ای باشم در آن چوب تا بتوانم به تمامی در خود بگیرمت"

ادبیات یونان جلد 12 و 90

 پرتره های فیوم تعداد بسیاری نقاشی؛ به جا مانده از قرن سوم پس از میلاد هستند , که در منطقه فیوم واقع در مصردر 60 کیلومتری جنوب غربی قاهره و در نزدیکی آرسینو و فیلادلفیا پیدا شده .

این نقاشی ها با تکنیک “محرق نگاری [1]”‌ , با موم داغ بر روی تخته های چوب یا بوم کشیده می شده و بر روی مومیایی گذاشته می شده است. این تکنیک را هنر نقاشی انکاستیک یا نقاشی موم مذاب نیز می نامند.

 بیشتر این نقاشی ها مربوط به مردگان جوان و گاه کودکان اند .

بنا بر عقیده آقای ”‌ واکر”‌ اسکن بر روی تمامی مومیایی ها مطابقت سن و جنسیت نقاشی مربوط به هر مومیایی را تصدیق می کند..”‌ واکر”‌ هم چنین می نویسد که پایین بودن سن مرگ در آن موقعیت زمانی , می توانسته منجر یه کاهش حس امید و آرزو در زندگی در آن دوره شده باشد. همچنین بر آنند که این پرتره ها در اصل نقاشی هایی بودند که روی دیوار ها یا حصار های چوبی نقاشی می شده اند و این نقاشی ها یا تکه هایی از همان ها هستند و یا نسخه دومی از آنها این پرتره های خیره و جوان ,قرن ها نادیده و تنها به سر بردند تا در قرن شانزدهم ”‌ پترو دل آ وال ”‌ , یکی از نجیب زادگان جوان رومی و جهانگردی باتجربه , برای اولین بار موفق به دیدن زیبایی مجذوب کننده آنها شد.او در راه سفر برای دیدن گورستان تاریخی”‌ ساخار”‌ موفق به خرید دو مومیایی از یکی از روستاییان آن منطقه شد که هر دوی این آثار هم اکنون در گنجینه باستان شناسی موزه”‌ درسدن ”‌ نگهداری می شوند

در قرن نوزدهم و در سال 1889 ”‌ تئودور ریتر ون گراف ”‌ , از بازرگانان حرفه ای موزه و نیز نمایشگاهی دوره ای در شهر های اروپا از جمله پاریس , لندن, مونیخ و بروکسل برگزار کرد

پرتره های فیوم تعداد بسیاری نقاشی؛ به جا مانده از قرن سوم پس از میلاد هستند , که در منطقه فیوم واقع در مصردر 60 کیلومتری جنوب غربی قاهره و در نزدیکی آرسینو و فیلادلفیا پیدا شده .

این نقاشی ها از زیبا ترین آ ثار هنری دوران باستانند. سبک نقاشی آنها و مشخصه های زیبایی شناسی آن ها به نوعی نمایانگر تلاقی دوفرهنگ مصر باستان و روم است .

اسلایدر

دانلود فیلم